در اولین روز سال ۱۳۹۲

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
الحمد ‌لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الطّیبین الطّاهرین المنتجبین المعصومین سیّما بقیّة‌الله فی الأرضین. السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة فاطمة بنت رسول الله صلّی الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها.
به همه‌ی برادران و خواهران عزیزی كه در این محفلِ گرم و پرشور حضور یافته‌اند، سلام و تبریك عرض میكنم و خدا را از اعماق دل سپاسگزارم كه فرصت عنایت كرد و مهلت داد تا یك‌ بار دیگر و یك سال دیگر و یك نوروز دیگر، در جوار بارگاه ملكوتی حضرت ابا الحسن الرّضا (علیه ءالاف التّحیّة و السّلام) در جمع شما مردم عزیز مشهد و زوار محترمی كه از اكناف كشور حضور دارند، امكان و توفیق ملاقات و دیدار پیدا كنم و با شما درباره‌ی مسائل جاری و مهم  كشور سخن بگویم. از خداوند متعال مسئلت میكنیم كه دل ما را و زبان ما را هدایت فرماید و آنچه مورد رضای او است، بر قلب و زبان ما جاری شود. این هم یك توفیق بزرگی است كه در عید نوروز، در كنار شادی‌ها و زیبائی‌هائی كه در طبیعتِ نوروز وجود دارد، این فرصت، هر ساله برای ما دست میدهد كه در چنین روزی در جمع شما مردم، به مسائل كشور و ارزیابی وضع كنونی خود و نگاه به گذشته و آینده‌ی خود بپردازیم؛ با یك نگاه اجمالی، وضع دخل و خرج یكساله‌ی خودمان را در ابعاد كلان ملی بررسی كنیم، محاسبه كنیم؛ محاسبه‌ی نفس ملی، محاسبه‌ی نفس عمومی. همچنان كه در مسائل شخصی، محاسبه‌ی نفس برای ما لازم است ــ كه فرمود: «حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا»؛[1] باید محاسبه‌ی كار خود و اعمال خود و حركات شخصی خود را داشته باشیم ــ محاسبه‌ی ملی هم یك كار با‌اهمیت و پرارزش است؛ خودمان را محاسبه كنیم، به خودمان نگاه كنیم؛ آنچه را كه بر ما گذشته است، بار دیگر مورد نظر قرار دهیم؛ از آن درس و عبرت بگیریم، برای آینده بهره ببریم.
برادران و خواهران عزیز توجه كنند كه ما ملت ایران، فقط خودمان نیستیم كه به مسائل خودمان نگاه میكنیم و آن را تقویم و ارزیابی میكنیم؛ كسان دیگری هم هستند كه كار ما را مورد مطالعه قرار میدهند؛ درباره‌ی مسائل ما، كارهای ما، اقدامات ما قضاوت میكنند و نظر میدهند. ملتهائی هستند كه از تجربه‌های ما استفاده میكنند، بعضِ دیگری هستند كه به مطالعه‌ی اوضاع ملت ایران اشتغال دارند؛ از پیشرفتهای ما خرسند میشوند، از موفقیتهای ما خوشحال میشوند؛ ما اگر پیروزی به دست بیاوریم، آنها احساس پیروزی میكنند؛ اگر تلخی و تلخكامی در كار ما باشد، آنها تلخكام میشوند. كسان دیگری هم در دنیا هستند كه كار ما را زیر ذره‌بین دارند، كار ما را مطالعه میكنند؛ آنها بعكس، از لغزشهای ما خوشحال میشوند، از موفقیتهای ما احساس دلتنگی میكنند، بدخواه ملت ایرانند؛ اینها هم كار ما را زیر نظر دارند. اینها عمدتاً كسانی هستند كه در طول سالهای متمادی همه چیز این كشور در اختیار آنها بوده است، بر همه‌ی امور كشور ما مسلط بودند؛ انقلاب آمده است دست اینها را كوتاه كرده؛ لذا با انقلاب بدند، با مردم انقلابی بدند، با حكومت انقلابی بدند، با نظام انقلابی دشمنند. بنابراین ما زیر نظر جامعه‌ی بزرگی از آحاد بشر هستیم؛ كار ما را نگاه میكنند، عمل ما را میسنجند.



بنابراین ما كه به عملكرد خودمان و برنامه‌ی گذشته و آینده‌ی خودمان نگاه میكنیم، نگاهمان باید واقع‌بینانه باشد؛ ارزیابی ما ارزیابی درستی باشد. بعضی از مردمِ خود ما وقتی به اوضاع كشور نگاه میكنند، فقط ضعفها را می‌بینند؛ گرانی را می‌بینند، افت تولید در برخی از واحدهای تولیدی كشور را می‌بینند، فشارهای دشمنان را می‌بینند. این نگاه، نگاه ناقصی است. بنده نگاه متفاوتی دارم. من وقتی به اوضاع كشور و اوضاع ملتمان نگاه میكنم، یك میدان عظیم پرچالشی را مشاهده میكنم كه ملت ایران در این میدان، به رغم دشمنان، سربلند و پیروز ظاهر شده است.
ضعفها هست، مشكلات هست؛ در مجموعه‌ی حوادث و رویدادهای كشور، تلخی‌ها و تلخكامی‌هائی وجود دارد؛ ولی كسانی از قدرتمندان مادی عالم، با همه‌ی وجود تلاش كردند كه ملت ایران را فلج كنند؛ این را به زبان آوردند. آن خانم بی‌كفایتی كه مسئولیت سیاست خارجی كشور آمریكا را بر عهده داشت، سینه‌اش را سپر كرد و گفت میخواهیم تحریمهائی در مورد جمهوری اسلامی اعمال كنیم كه ایران فلج شود! این را صریحاً به زبان آوردند. و حالا عرض خواهم كرد كه فعالیتها و اقدامهای  آنها چه بود و چه شد و به كجا انجامید. بنابراین از یك طرف، تلاش دشمن است در این عرصه‌ی عظیم و میدان بزرگی كه ملت ایران در آن به چالش و مقابله با دشمن سرگرم است؛ از طرف دیگر، وجود دستاوردهای بزرگی است كه نشان‌دهنده‌ی ظرفیت و قدرت و هوشمندی این ملت بزرگ است. وقتی انسان این صحنه را ملاحظه میكند، مثل صحنه‌ی هماوردیِ ورزشكاران قدرتمندی است كه زحمت و تلاش و كوشش و خستگی در آن هست، اما یك قهرمان، در این میدان موفق میشود، پیروز میشود؛ همه او را تحسین میكنند و آفرین میگویند. این قهرمان در این صحنه‌ی عظیمی كه در مقابل چشم ما است، ملت ایران است. هر كس این صحنه را درست ببیند و درست مطالعه كند، به ملت ایران‌ آفرین میگوید؛ همچنان كه ما امروز صدای آفرین هوشمندان نكته‌بین دنیا را میشنویم كه از میان همان كشورهائی كه دشمن و بدخواه ملت ایرانند، نخبگان سیاسی، نخبگان دانشگاهی، افراد دنیا‌دیده و مجرب كه اوضاع را زیر نظر دارند،  به ملت ایران آفرین میگویند. این عرصه‌ای است كه در مقابل چشم ما است. بنابراین نگاه كردن و فقط به ضعفها چشم دوختن، غلط است. باید دید مجموعه‌ی این تلاشها در سطح كشور چگونه انجام میگیرد و به چه سرانجامی منتهی میشود. با این دید وقتی به صحنه نگاه كنیم، باید به ایران و ایرانیِ مسلمان آفرین بگوئیم.
گفتیم بعضی‌ها از پیشرفت ملت ایران غمگین و ناراحت میشوند. اینها چه كسانی هستند؟ این را بعد عرض خواهم كرد. دشمنانی كه مایل نیستند پیشرفت و ترقی و رشد همه‌جانبه‌ی ملت ایران را ببینند، دو كار عمده در برنامه‌ی آنها وجود دارد: یكی این كه تا آنجائی كه بتوانند، مانع‌تراشی كنند كه ملت نتواند به این پیشرفتها و رشد دست پیدا كند؛ با تحریم، با تهدید، با مشغول كردن مدیران به كارهای درجه‌ی دو و فرعی، به منعطف كردن حواس ملت بزرگ ایران و نخبگان كشور به كارهائی كه در فهرست كارهای اصلی آنها قرار ندارد؛ یعنی مانع شدن عملی.
كار دوم این است كه در تبلیغاتِ خودشان پیشرفتها را انكار كنند. امروز یك شبكه‌ی تبلیغاتیِ بسیار عظیم با هزاران رسانه از انواع گوناگون رسانه‌ها در دنیا مشغول به كار است، برای اینكه اثبات كند كه در ملت ایران، در كشور ایران پیشرفتی صورت نمیگیرد؛ پیروزی‌های ملت را انكار كنند؛ اگر ضعفهائی وجود دارد، این ضعفها را بزرگ و عمده كنند و در مقابل چشم همه قرار دهند؛ اما قوّتها و نقاط جوشش را ــ كه در سراسر كشور و در هر گوشه و كنار، خود را به انسانهای منصف نشان میدهند ــ از چشمها پنهان كنند.
رئیس جمهور آمریكا در نطق رسمی، از مشكلات اقتصادی ایران حرف میزند؛ مثل اینكه از پیروزی خود دارد صحبت میكند؛ كه بله، در ایران پول ملی افت كرده است، مشكلات اقتصادی اینچنین و آنچنان است. البته او به قوّتهای این ملت، به تلاشهای مثبت و سازنده‌ای كه در این كشور دارد انجام میگیرد، به پیروزی‌های بزرگ این ملت اشاره‌ای نكرده است و هرگز نخواهد كرد. سی سال است كه ما با چنین چالشی مواجه‌ایم ــ كه من در ارزیابی این سی سال، بعداً یك كلمه عرض خواهم كرد ــ اما چالشی كه ملت ایران با آن مواجه است و دشمنانی ــ هم در عمل و هم در تبلیغات ــ كوشش میكنند مانع بروز و ظهور رشد چشمگیر كشور ایران كه در سایه‌ی اسلام زندگی میكند، بشوند، امروز چند برابر است.
سال 91  كه گذشت، یكی از سالهای بسیار پر كار برای دشمنان ما در این زمینه بود. آنها گفتند میخواهیم ملت ایران را با تحریمها فلج كنیم. اگر جمهوری اسلامی سر پا باشد، با‌نشاط باشد، رو به پیشرفت باشد، آنها در دنیا بی‌آبرو میشوند؛ لذا اگر میتوانند، باید نگذارند؛ و اگر كار از دستشان خارج شد، لااقل در تبلیغات جور دیگری این مطلب را منعكس و وانمود كنند. اینها این دو كار را امروز با شدت بیشتری انجام میدهند؛ هم ممانعت عملی ــ با فشار، با تهدید، با تحریم و امثال اینها ــ هم با تلاش تبلیغاتی برای كوچك نشان دادن نقطه‌های قوّت، و بزرگ نشان دادن نقطه‌های ضعف.
عرض كردیم دشمنانی هستند. این دشمنان چه كسانی هستند؟ لانه‌ی اصلی توطئه علیه ملت ایران كجاست؟ پاسخ به این سؤال، دشوار نیست. امروز سی و چهار سال است كه هرگاه نام «دشمن» برده میشود، ذهن ملت ایران متوجه دولت آمریكا میشود. خوب است دولتمردان آمریكا به این نكته توجه كنند و این را بفهمند كه ملت ایران در طول این سی و چند سال چیزهائی دیده است، مراحلی را گذرانده است، كه تا میگویند دشمن، ذهن ملت ایران متوجه به آمریكا میشود. این مسئله‌ی بسیار مهمی است برای یك دولتی كه میخواهد در دنیا با آبرو زندگی كند؛ این مسئله، مسئله‌ی قابل توجه و قابل دقتی است؛ باید روی این مسئله تكیه كنند. مركز توطئه اینجا است، اساس دشمنی اینجا است.
البته دشمنهای دیگری هم هستند كه ما اینها را در درجه‌ی اول و در ردیف اول به حساب نمی‌‌آوریم: دشمن صهیونیستی هم هست، منتها رژیم صهیونیستی در قواره و اندازه‌ای نیست كه در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید. گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم میكنند؛ تهدید به حمله‌ی نظامی میكنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم میدانند، و اگر نمیدانند، بدانند كه اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاك یكسان خواهد كرد. دولت انگلیسِ خبیث هم با ملت ایران دشمنی میكند؛ این هم یكی از دشمنان سنتی و قدیمی ملت ایران است؛ منتها دولت انگلیس نقش مكمل آمریكا را در این میدان بازی میكند. خود دولت انگلیس استقلالی ندارد كه انسان او را یك دشمن مستقلی به حساب بیاورد؛ دنباله‌روِ آمریكا است.
بعضی از دولتهای دیگر هم دشمنی‌هائی دارند. من اینجا مناسب میدانم كه بگویم مسئولین دولت فرانسه هم در چند سال اخیر دشمنی‌های آشكاری با ملت ایران كرده‌اند؛ این یك ناهوشمندی از سوی دولتمردان فرانسه است. انسان عاقل، بخصوص سیاستمدار عاقل، هرگز نباید انگیزه‌ی این را داشته باشد كه موجودی را كه دشمن او نیست، تبدیل به دشمن كند. ما با دولت فرانسه، با كشور فرانسه مشكلی نداشتیم؛ نه در طول تاریخ مشكلی داشتیم، نه در دوران حاضر؛ اما سیاست غلط از زمان ساركوزی ــ كه دولت امروز فرانسه هم متأسفانه همان راه را میرود ــ دشمنی با ملت ایران است. به نظر ما این كار غلطی است، كار غیرمدبرانه و غیرعاقلانه‌ای است، كار ناهوشمندانه‌ای است.
آمریكائی‌ها وقتی حرف میزنند، میگویند "جامعه‌ی جهانی". اسم چندتا كشور را گذاشته‌اند «جامعه‌ی جهانی»؛ كه در رأس آنها آمریكا است، دنبال سرش هم صهیونیستها و دولت انگلیس و بعضی از دولتهای خرده‌ریز دیگر است! جامعه‌ی جهانی به هیچ وجه در صدد دشمنی با ایران و ایرانی و ایران اسلامی نیست.
خب، حالا كه بنا است به سال 91 نگاه كنیم، این را بگوئیم كه از اول سال 91 آمریكائی‌ها برنامه‌های جدید خودشان را شروع كردند؛ با اینكه در زبان اظهار دوستی كردند، گاهی با ما اظهار دوستی كردند ــ در نامه و پیغام و امثال اینها ــ گاهی در رسانه‌ها با ملت ایران اظهار دوستی كردند، اما برخلاف این اظهارات غیرواقعی، در عمل سعی كردند نسبت به ایران و ملت ایران سختگیری كنند؛ تحریمهای شدیدی را از اوائل سال 91 گذاشتند ــ تحریم نفت، تحریم بانك و مبادلات بانكی و پولی بین جمهوری اسلامی و كشورهای دیگر ــ كارهای زیادی هم در این زمینه انجام دادند.
این هم یكی از آن لطائف عالم است كه آمریكائی‌ها دشمنی میكنند، میگویند شما نفهمید كه ما با شما دشمنیم؛ مخالفت و عناد میورزند، متوقعند كه ملت ایران نفهمد كه آنها معاندند و دشمنی میكنند! این سیاست از اواخر دوران بوش در مقابل ایران شروع شده است، امروز هم متأسفانه همان سیاست را دولتمردان آمریكا ادامه میدهند؛ همان پنجه‌ی چدنیِ زیر دستكش مخملی. من چند سال پیش اینجا در جوار بقعه‌ی ‌علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه السّلام) در همین سخنرانیِ اول فروردین گفتم مراقب باشید اظهار محبت شما، اظهار دوستی و موافقت شما به معنای این نباشد كه دستكش مخملی بر روی پنجه‌ی چدنی كشیدید و میخواهید تظاهر به دوستی كنید، اما در باطن دشمنی میكنید. آمریكائی‌ها برای متوقف كردن فروش نفت و انتقال پول ایران، مأمور ویژه فرستادند. از آمریكا افراد برجسته و خاصی را مأمور  كردند كه با كشورها تماس بگیرند، به كشورها مسافرت كنند؛ حتّی با سران شركتها صحبت كنند برای اینكه ارتباطات و اتصالات اقتصادی مربوط به نفت را با جمهوری اسلامی پیگیری نكنند؛ آنها را مجازات كنند به خاطر این كه با جمهوری اسلامی ارتباط مالی دارند، ارتباط پولی دارند، یا معامله در مورد نفت دارند؛ این كار را از اول سال 91 و بخصوص از مرداد، با شدتِ تمام شروع كردند. انتظار داشتند ایران در مقابل این حركتِ برنامه‌ریزی شده كه با شدت دنبال هم میكردند، دست از فعالیتهای رشدیابنده‌ی علمیِ خود بردارد و تسلیم زورگوئی‌های آمریكا شود.
البته من این را بگویم ــ این را یك بار دیگر هم چند ماه قبل از این گفتم ــ كه آمریكائی‌ها اظهار خوشحالی كردند و  گفتند كه فلانی اعتراف كرد كه تحریمها اثر گذاشته. بله، تحریمها بی‌اثر نبود؛ میخواهند خوشحالی كنند، بكنند. تحریمها بالاخره اثر گذاشت؛ این هم یك اشكال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار این اشكال است كه وابسته‌ی به نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا كنیم؛ دولتهای ما در برنامه‌های اساسیِ خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی كه در آن زمان سر كار بود و به مسئولان گفتم  كاری كنید كه ما هر وقت اراده كردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تكنوكرات" لبخند انكار زدند كه مگر میشود؟! بله، میشود؛ باید دنبال كرد، باید اقدام كرد، باید برنامه‌ریزی كرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یك كشور به یك نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمركز پیدا میكنند. بله، تحریمها اثر گذاشت، منتها نه آن اثری را كه دشمن میخواست؛ كه من حالا این مسئله را شرح خواهم داد. این در مورد كار اقتصادی بود.
در عرصه‌ی سیاسی هم در طول سال 91 سعی كردند ایران اسلامی را به تعبیر خودشان در دنیا منزوی كنند؛ یعنی دولتها را در رابطه‌شان و در نگاهشان به جمهوری اسلامی دچار تزلزل كنند و نگذارند جمهوری اسلامی سیاستهای خود را در سطح منطقه، در سطح جهان و در سطح كشورِ خود گسترش دهد و اعمال كند. این كار با شكست كامل روبه‌رو شد. در مسائل بین‌المللی سعی اینها این بود كه ما چون اجلاس غیرمتعهدها را در تهران داشتیم، كاری كنند كه این اجلاس سست و سبك برگزار شود؛ همه شركت نكنند، یا شركت فعال نكنند. درست عكس آنچه كه آنها میخواستند، اتفاق افتاد. دو ثلث ملتهای جهان عضو جنش غیرمتعهدها هستند. سران كشورها در تهران شركت كردند، ‌مسئولان بلندپایه شركت كردند. همه ایران را تحسین كردند، همه از پیشرفتهای علمی و فنّاوری و اقتصادی كشور اظهار شگفتی كردند. همه در مقابل ملت ایران احساس تمجید و تحسین كردند؛ این را به ما هم گفتند، در مصاحبه‌هایشان هم گفتند؛ به كشورهایشان هم كه برگشتند، این را همه تصدیق كردند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه كه دشمنان ملت ایران میخواستند، اتفاق افتاد؛ نتوانستند تأثیر بگذارند.
در زمینه‌ی سیاست داخلی، هدف آنها از این تحریمها این بود كه ملت را در راه خودشان مردد كنند؛ بین ملت ایران و نظام اسلامی جدائی بیندازند؛ مردم را دلسرد كنند، ناامید كنند. در روز بیست و دوم بهمن، ملت ایران با حضور متراكم خود، با شور و شوق خود، با احساساتی كه نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ابراز كردند، مشت محكمی بر دهان آنها زدند. در عرصه‌ی امنیتی هم تلاش كردند امنیت كشور را به هم بزنند ــ كه تفاصیل آن را مسئولان در مصاحبه‌ها و در گفتار‌ها برای مردم بیان كردند ــ اما در آنجا هم موفق نشدند. در زمینه‌ی سیاسی در منطقه، قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی را یك بار دیگر تجربه كردند. در مسائل منطقه‌ای كار به جائی رسید كه اعتراف و اقرار كردند كه بدون حضور ایران و بدون رأی ایران، هیچ مشكل بزرگی در منطقه حل نخواهد شد. در قضیه‌ی حمله‌ی رژیم صهیونیستی به غزه، حضور قدرتمند جمهوری اسلامی در پشت صحنه موجب شد كه خودشان اعتراف كردند كه در مقابل مبارزان فلسطینی شكست خوردند؛ گفتند ــ ما نگفتیم، آنها گفتند و اصرار كردند ــ كه اگر چنانچه حضور جمهوری اسلامی نبود،‌ قدرت‌نمائی جمهوری اسلامی نبود، مبارزان فلسطینی نمیتوانستند در مقابل اسرائیل مقاومت كنند، چه برسد به این كه اسرائیل را به زانو در بیاورند؛ كه در جنگِ هشت روزه فلسطینی‌ها توانستند اسرائیل را به زانو در بیاورند، و این اولین بار در تاریخ تشكیل رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی بود.
گفتیم كه تلاشهای اینها بی‌اثر نبود؛ بله، بی‌اثر نبود، اما در كنار اثر منفی، یك اثر مثبت بزرگی هم كه مورد انتظار ما بود، اتفاق افتاد؛ یعنی تحریم موجب شد كه نیروهای درونی و ظرفیت عظیم ملت ایران فعال شود، استعدادهائی بروز كند و كارهای عظیمی تحقق پیدا كند؛ كه اگر تحریم نبود، این كارها اتفاق نمی‌افتاد. ما به بركت تحریم توانستیم به كارهای بزرگی دست بزنیم؛ جوانان ما توفیقاتی به دست بیاورند كه اگر تحریم نبود، ما به این توفیقات یقیناً دست پیدا نمیكردیم. در زمینه‌ی كارهای زیربنائی ــ كه بعد عرض خواهم كرد ــ در سال 91 پیشرفتهائی صورت گرفت كه در مقایسه‌ی با سالهای قبل هم، سال 91 یك سال برجسته‌ای است. كارهای زیربنائیِ انبوهی صورت گرفت؛ در زمینه‌ی راه، در زمینه‌ی انرژی، در زمینه‌ی كشف منابع جدید نفت، در زمینه‌ی كشف منابع جدید اورانیوم، در زمینه‌ی ایجاد و توسعه‌ی نیروگاه و پالایشگاه و ده‌ها كار صنعتی بزرگ؛ كه اینها همه زیرساختهای اقتصادی آینده‌ی كشور است. بله، ما اگر چنانچه این زیرساختها را از قبل فراهم كرده بودیم، تحریم دشمن همین مقدار اثر منفی را هم كه كرد، نمیكرد. این كارها را ما انجام دادیم و توانستیم پابه‌پای دشمنی و تحریم دشمنان، در جهت مثبت جلو برویم. كارهای بزرگی انجام گرفت؛ یك قلم، پیشرفتهای بزرگ علمی در طول سال 91 است. در زمینه‌ی علم و فنّاوری كارهائی شد كه حقیقتاً چشم‌پُركن و برای انسانی كه معتقد به آینده‌ی كشور است، خرسندكننده و خوشحال‌كننده است. یعنی همین سالی كه خواستند بر ملت ایران سخت بگیرند، جوانان عزیز ما، دانشمندان ما ماهواره‌ی ناهید را به فضا فرستادند؛ كاوشگر پیشگام را با موجود زنده به فضا فرستادند؛ جنگنده‌ی فوق پیشرفته ساخته شد. اهمیت هر كدام از اینها به قدری است كه جا دارد یك ملت برای هر یك از اینها اظهار خوشحالی و خرسندی كند، برایش سرود بسازند، جشنواره درست كنند. كارها چون متراكم است، درست تبلیغ نمیشود و خبررسانیِ كاملی هم انجام نمیگیرد. وقتی كه این موجود زنده به فضا فرستاده شد و سالم برگشت، آنقدر این قضیه برای دانشمندان دنیا و ناظران بین المللی تعجب‌آور بود كه اول انكار كردند؛ ولی بعد كه دیدند چاره‌ای نیست و حقایق و نشانه‌های درستی و واقعیت را مشاهده كردند، مجبور شدند كه قبول كنند.
در حوزه‌ی سلامت و مهندسی پزشكی كارهای بزرگی انجام گرفت كه مربوط به سلامت مردم است. در زمینه‌ی زیست‌فنّاوری در منطقه اول شدیم. كارهای تخصصی برجسته‌ای در این زمینه انجام گرفت و اقلام متعدد داروئی بر این اساس تولید شد. این همان سالی است كه بر ملت ایران سخت گرفتند، برای اینكه او را از زندگی و از همه‌ی فرآورده‌های استعداد بشری محروم كنند. در همین سال، در حوزه‌ی نانوفنّاوری ــ كه یك انقلاب در زمینه‌ی فنّاوری و صنعت است ــ رتبه‌ی اول را در منطقه پیدا كردیم. در همین سال، در چندین حوزه‌ی علمیِ مهم، مقام اول تولید علم در منطقه بودیم. در ركوردهای علم و تولید علمی، در انتشار مقالات علمی، در سرعت پیشرفت علمی، در سهم كشور در تولیدات علمیِ كل جهان، شاهد پیشرفت بودیم. در مسابقات علمیِ فنّاورانه‌ی دانشجویان، كشور نسبت به سال گذشته سی و یك درصد رشد داشت. در سال 91، تعداد دانشجو به قدری افزایش پیدا كرد كه بیست و پنج برابر اول انقلاب، ما امسال دانشجو داریم. بیست و پنج برابر اول انقلاب، دانشجویان در كشور مشغول تحصیل هستند. اینها پیشرفتهای عظیم ملت ایران است. در حوزه‌ی آب، در حوزه‌ی محیط زیست، در سلولهای بنیادی، در انرژی‌های نو، در گیاهان داروئی، در انرژی هسته‌ای، كشور توانست به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا كند. اینها همه مربوط به آن سالی است كه دشمنان ملت ایران همه‌ی تلاش خود را بسیج كردند تا ملت ایران را از كار بیندازند.
حوادث سال 91 درس بزرگی به ما میدهد؛ این درس این است كه یك ملت زنده از تهدید و فشار و سختگیری دشمن هرگز به زانو در نخواهد آمد. برای ما و برای همه‌ی كسانی كه مسائل ایران را دنبال میكنند، معلوم شد كه آنچه برای یك ملت مهم است، تكیه به استعداد درونی خود، توكل به خدای بزرگ، اعتماد به خود و عدم تكیه‌ی به دشمنان است؛ این است كه میتواند یك ملت را به جلو ببرد. سال 91 برای ما یك میدان رزمایش بود، یك میدان تمرین بود. به كوری چشم دشمن، ما ملت ایران فلج كه نشدیم، در این میدان رزمایش توانستیم از خودمان برجستگی‌هائی را هم  نشان دهیم. البته ضعفهای خودمان را هم شناختیم؛ خاصیت رزمایش این است. در یك تمرین رزمی و در یك رزمایش، یك مجموعه‌ی رزمی، هم قوّتهای خود را میشناسد، هم ضعفهای خود را میشناسد و آنها را برطرف میكند. ما ضعفهای خودمان را هم شناختیم. ضعف ما در اقتصاد، كه به سختیِ معیشت گروه‌هائی از مردم منتهی شد، عبارت است از وابستگی به نفت ــ كه عرض كردم این یكی از ضعفهای ما است ــ بیاعتنائی به سیاستهای كلان اقتصادی، و سیاستها و تصمیم‌گیری‌های پی‌در‌پیِ روزمرّه. مسئولین كشور ــ مسولینِ امروز و بخصوص مسئولین آینده كه بعد از انتخاباتِ امسال بر سر كار خواهند آمد ــ به این نكته توجه كنند؛ كشور باید سیاست اقتصادیِ كلانِ روشن و مدوّن و برنامه‌ریزی‌شده داشته باشد؛ حوادث گوناگون نتواند تغییر و تبدیلی در آن ایجاد كند.
درس بزرگ دیگر ما این بود كه بنیه‌ی كشور قوی است. وقتی بنیه قوی شد، تأثیرات خصمانه‌ی دشمنان به حداقل میرسد. اگر مسئولین كه در این كشور بزرگ و با این بنیه‌ی قوی، مسئولیت را پذیرفتند، با تدبیر كار كنند، مدیران با هم باشند، با هم فعالیت كنند ــ توصیه‌ای كه ما همیشه به مسئولین و مدیران كشور میكنیم ــ با حزم و تدبیر عمل كنند، آن وقت میتوانیم از هر تهدیدی یك فرصتی بسازیم؛ همچنان كه در سال 91 از تهدیدهای دشمن فرصت ساختیم و توانستیم به طرف جلو حركت كنیم. آنچه كه مسئولین كشور و ملت عزیز ما در سال 91 انجام دادند، ان‌شاءالله باید آثار آن در زندگی مردم، در آینده و در سالهای بعد خود را نشان دهد و نشان خواهد داد.
البته اقتصاد مسئله‌ی مهمی است كه بنده در این چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تكیه كرده‌ام، اما تنها مسئله هم مسئله‌ی اقتصاد نیست؛ امنیت كشور مهم است، سلامت مردم مهم است، پیشرفتهای علمی مهم است و اساس كار و زیربنای كار است ــ كه اگر چنانچه در كشور علم پیشرفت كند، همه‌ی كارهای بعدی آسان خواهد شد ــ استقلال و عزت ملی برای كشور مهم است، زیردست نبودن یك ملت و ارباب نداشتن یك ملت مهم است، نفوذ و اقتدار منطقه‌ای یك ملت و یك كشور پشتوانه‌ی استقلال و امنیت كشور است و مهم است. در همه‌ی این موارد، ما پیشرفت داشتیم؛ هم در زمینه‌ی امنیت، هم در زمینه‌ی سلامت، هم در زمینه‌ی نفوذ بین‌المللی، هم در زمینه‌ی تسلط بر حوادث گوناگونی كه بر كشور و بر منطقه جاری است.
ملت ما با پیشرفتها ثابت كرد كه در سایه‌ی آمریكا زندگی نكردن، به معنای عقب‌افتادگی نیست؛ این نكته‌ی مهمی است. قدرتمندان عالم، استعمارگران ــ در روزی كه استعمارِ مستقیم بود ــ و امروز آمریكا، میخواهند به ملتهای دنیا اثبات كنند كه اگر میخواهید زندگی خوب داشته باشید و پیشرفت كنید، باید زیر سایه‌ی ما بیائید. ملت ایران اثبات كرد كه این حرف دروغ است. ملت ما ثابت كرد كه وابسته نبودن به آمریكا و قدرتهای بزرگ نه فقط موجب عقب‌افتادگی نیست، بلكه موجب پیشرفت است؛ دلیل واضح این است كه شما این سی سالِ جمهوری اسلامی را مقایسه كنید با سی سالِ بعضی از كشورهائی كه در سایه‌ی آمریكا زندگی كردند، دل خودشان را به سالی دو سه میلیارد دلار كمك آمریكا خوش كردند و تسلیم آمریكا شدند؛ ببینید آنها كجایند، ما كجائیم؟ هستند كشورهائی كه خودشان را به دُم آمریكا بستند و دنباله‌روِ آمریكایند. سی سال تجربه در مقابل ما است. ببینید سی سالِ جمهوری اسلامی چگونه گذشته است و جمهوری اسلامی و ملت ایران از كجا به كجا رسیده است، آنها در چه وضعی هستند. هر كس این را مطالعه كند، خواهد فهمید كه وابسته نبودن به قدرتهای بزرگ، برای یك ملت فرصت است، نه تهدید؛ و این فرصت را بحمدالله ملت ایران با قدرت خود، با شجاعت خود، با هوشمندیِ خود به دست آورده است.
دو موضوع لازم را در اینجا باید عرض كنم، كه اینها مربوط به آینده است: یك مسئله این است كه ما در برنامه‌ریزی‌ها همیشه باید جلوتر از دشمن حركت كنیم. در مقابل فعالیت دشمن، كشور نباید در حال انفعال به سر ببرد. هوشمندانه باید نقشه‌ی دشمن را حدس زد و تشخیص داد و جلوتر از دشمن عمل كرد. ما در یك مواردی اینجوری عمل كردیم، موفقیتش را دیدیم؛ یك نمونه، همین مسئله‌ی تأمین سوخت بیست درصدِ مورد نیاز نیروگاه تحقیقاتی تهران است كه رادیو‌داروهای مهمِ مورد نیاز كشور در آنجا تولید میشود. این  نیروگاه كوچك احتیاج داشت به سوخت بیست درصد، كه ما بیست درصد را تولید نمیكردیم و همیشه این را از خارج تهیه میكردیم. دشمنان ما فكر كردند كه از این فرصت استفاده كنند، این نیاز ملی را گرو بگیرند، برای اینكه جمهوری اسلامی را وادار كنند به قبول تحمیلها و تحكمهای خودشان؛ خواسته‌های خودشان را به این وسیله تحمیل كنند. جوانان ما، دانشمندان ما، قبل از آنكه كار به نقطه‌ی فشار و حساس برسد، توانستند سوخت غنی شده‌ی بیست درصد را تهیه كنند و آن سوخت را تبدیل كنند به صفحه‌ی مورد نیازی كه در آن نیروگاه لازم بود تهیه شود. مخالفین ما حدس هم نمیزدند كه ما بتوانیم این كار را انجام دهیم؛ اما مسئولین كشور بوقت متوجه این نیاز شدند، دست‌به‌كار شدند؛ استعداد ایرانی شكوفا شد، بُروز كرد و این كار را با موفقیت انجام دادیم. آنها در حالی كه انتظار داشتند جمهوری اسلامی ملتمسانه از آنها سوخت بیست‌درصد را درخواست كند، جمهوری اسلامی اعلام كرد كه ما سوخت بیست‌در‌صد را در داخل تهیه كردیم و احتیاجی به شما نداریم. اگر دانشمندان ما، مردان علمی ما، جوانان ما این كار را نمیكردند، ما امروز باید با اصرار، با التماس، با هزینه‌ی زیاد، در مقابل كسانی كه دوست ما نیستند، میرفتیم؛ یا سوخت بیست‌درصد را درخواست میكردیم، یا رادیوداروها و محصول را درخواست میكردیم. مسئولین كشور پیش‌بینی كردند، بوقت فهمیدند؛ آنچه را كه باید انجام دهند، انجام دادند؛ لذا پیروز شدیم. این باید یك برنامه‌ای باشد برای همه‌ی مسائل اساسی كشور و همه‌ی نیازهای كشور.
دولتها، صنعتگران، كشاورزان، سرمایه‌داران و كارآفرینان، پژوهشگران علمی، طراحان علمی و صنعتی همه موظفند به این وظیفه‌ی اخلاقیِ بزرگ، به این وظیفه‌ی عاقلانه، كه پیش از نیاز، خودشان را آماده كنند و یك قدم جلوتر از نقشه‌ی دشمن حركت كنند. مدیران اقتصادی، استادان دانشگاه، انجمنهای علمی، پاركهای علمی و فنّاوری، همه‌ی اینها باید پیش‌دستی را در كار علمی وجهه‌ی همت خودشان قرار دهند؛ مقاله‌ی علمی مینویسند، در این جهت باشد؛ پژوهش علمی میكنند، در این جهت باشد؛ كار صنعتی میكنند، كار فنی میكنند، كار علمی میكنند، همه در این جهت باشد؛ مدیران دولتی، مدیران دانشگاه‌ها، مدیران علمی، آحاد ملت در این جهت حركت كنند.
وظیفه‌ی همه‌ی ما این است كه سعی كنیم كشور را مستحكم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ كنیم و نگه داریم؛ این یكی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است كه ما مطرح كردیم. در اقتصاد مقاومتی، یك ركن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت كند. این مطلب اوّلی كه لازم بود عرض كنم.
مطلب دوم: آمریكائی‌ها مرتب از راه‌های گوناگون به ما پیغام میدهند كه بیائید درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای گفتگو كنیم؛ هم به ما پیغام میدهند، هم در تبلیغات جهانی‌شان این را مطرح میكنند. مسئولین بلندپایه و مسئولین میانی آمریكا بارها و بارها میگویند بیائید در كنار گفتگوهای 1+ 5 كه درباره‌ی مسائل هسته‌ای بحث میكنند، آمریكا و جمهوری اسلامی دو به دو، درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای ایران بحث كنند. من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد كه گفتگو در منطق حضرات آمریكائی به این معنی نیست كه بنشینیم تا به یك راه حل منطقی دست پیدا كنیم ــ منظورشان از گفتگو این نیست ــ منظورشان از گفتگو این است كه بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول كنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام كردیم و گفتیم كه این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم. در این خصوص، چند مطلب را باید روشن كنم:
یك مطلب این است كه آمریكائی‌ها مرتب پیغام میدهند ــ گاهی مینویسند، گاهی پیغام میدهند ــ كه ما قصد تغییر نظام اسلامی را نداریم؛ به ما اینجور میگویند. جواب این است كه ما نگران این نیستیم كه شما قصد تغییر نظام  اسلامی را داشته باشید یا نداشته باشید، كه حالا هی اصرار میكنید كه ما این قصد را نداریم. آن روزی هم كه شما قصد تغییر نظام اسلامی را داشتید و این را بصراحت اعلام كردید، هیچ كاری نتوانستید انجام دهید، بعد از این هم نخواهید توانست انجام دهید.
 نكته‌ی دوم: آمریكائی‌ها مرتب و پی‌در‌پی پیغام میدهند كه ما در پیشنهادِ مذاكره‌ی منطقی صادقیم؛ یعنی صادقانه از شما میخواهیم كه مذاكره كنید و مذاكره‌ی منطقی بكنیم؛ یعنی مذاكره‌ی تحمیلی نباشد. من در جواب میگویم: ما به شما بارها گفته‌ایم كه در پی سلاح هسته‌ای نیستیم، شما میگوئید باور نمیكنیم؛ ما چرا باید حرف شما را باور كنیم؟! وقتی شما حاضر نیستید یك سخن منطقی و صادقانه را قبول كنید، ما چرا باید حرفی را كه شما میزنید ــ كه خلاف آن بارها ثابت شده است ــ از شما قبول كنیم؟ برداشت ما این است كه پیشنهاد مذاكره از سوی آمریكائی‌ها، یك تاكتیك آمریكائی و برای فریب‌ دادن افكار عمومی است؛ افكار عمومی دنیا و افكار عمومی مردممان.  باید شما ثابت كنید این نیست. میتوانید ثابت كنید؟  ثابت كنید.
همین‌جا من این را بگویم كه از جمله‌ی تاكتیكهای تبلیغاتی اینها این است كه گاهی شایع میكنند كه از طرف رهبری، كسانی با آمریكائی‌ها مذاكره كردند؛ این هم یك تاكتیك تبلیغاتیِ دیگر و دروغ محض است. تا كنون از سوی رهبری، هیچ‌ كس با آنها مذاكره نكرده است. در چند مورد، در طول سالهای متمادی، در دولتهای گوناگون، كسانی بر سر موضوعات مقطعی ــ كه ما هم مخالفتی نداشتیم ــ با آنها مذاكره كرده‌اند؛ اما مربوط به دولتها بوده است. البته همانها هم موظف بوده‌اند كه خطوط قرمز رهبری را رعایت كنند؛ امروز هم موظفند و باید رعایت كنند.
نكته‌ی سوم: بر اساس تجربه و نگاه به صحنه، با دقت و كنجكاوی، برداشت ما این است كه آمریكا مایل به تمام ‌شدن مذاكرات هسته‌ای نیست. آمریكائی‌ها دوست ندارند گفتگو‌های هسته‌ای تمام شود و مناقشه‌‌ی هسته‌ای حل شود؛ وگرنه چنانچه آنها مایل به اتمام این مذاكرات و حل این مشكل بودند، راه حل، بسیار نزدیك و بسیار آسان بود. ایران در مسئله‌ی هسته‌ای، فقط میخواهد حق غنی‌سازیِ او ــ كه حق طبیعی‌اش است ــ از طرف دنیا شناخته شود؛ مسئولان كشورهائی كه مدعی هستند، اعتراف كنند كه ملت ایران حق دارد غنی‌سازی هسته‌ای را برای اهداف صلح‌آمیز در كشورِ خودش و به دست خودش انجام دهد؛ این توقعِ زیادی است؟ این آن چیزی است كه ما همیشه گفته‌ایم؛ آنها همین را نمیخواهند.
آنها میگویند ما نگرانی داریم كه شما به سمت تولید سلاح هسته‌ای بروید ــ چندتا كشور هم بیشتر نیستند، كه اسم آوردم؛ اسم خودشان را میگذارند "جامعه‌ی جهانی"! ــ میگویند جامعه‌ی جهانی نگرانی دارد. نخیر، جامعه‌ی جهانی هیچ نگرانی‌ای ندارد. اكثر كشورهای دنیا طرف جمهوری اسلامی هستند و از خواسته‌ی ما حمایت میكنند؛ چون خواسته‌ی بحقی است. آمریكائی‌ها اگر میخواستند مسئله حل شود، این راه حلِ بسیار آسانی بود؛ میتوانستند به حق غنی سازی برای ملت ایران اعتراف كنند؛ برای اینكه نگرانی‌ای هم از آن جهات نداشته باشند، میتوانستند مقررات قانونی آژانس هسته‌ای را هم اعمال كنند؛ ما هم از اول هیچ مخالفتی با اعمال این نظارتها و مقررات نداشتیم. هر وقت نزدیك به راه حل میشویم، آمریكائی‌ها یك سنگی می‌اندازند كه جلوی راه حل گرفته شود. هدف آنها طبق تلقی‌ و برداشتی كه من دارم، این است كه میخواهند این قضیه باقی بماند تا بهانه‌ای باشد برای فشار؛ كه آن فشارها ــ همان طور كه خودشان گفتند ــ برای فلج ‌كردن ملت ایران است. البته به كوری چشم دشمن، ملت ایران فلج نخواهد شد.
نكته‌ی چهارم و آخر در این مسئله این است كه اگر آمریكائی‌ها صادقانه میخواهند كار تمام شود، بنده راه حل را ارائه میدهم. راه حل این است: آمریكائی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند، از دشمنی با ملت ایران دست بردارند. پیشنهاد مذاكره، حرف منطقی و متین و مستدلی نیست؛  حرف درست این است. اگر میخواهند مشكلات فی‌ما‌‌بین وجود نداشته باشد ــ كه میگویند ما میخواهیم بین ایران و آمریكا مشكلی وجود نداشته باشد ــ دست از دشمنی بردارند. سی و چهار سال است كه دولتهای گوناگون آمریكا با فهم غلط از ایران و ایرانی، دشمنی‌های گوناگونی را با ما طراحی كرده‌اند. از سال اول پیروزی انقلاب و تشكیل نظام اسلامی، اینها با ما دشمنی كردند؛ در زمینه‌ی امنیت، علیه امنیت ما برنامه‌ریزی كردند؛ حركات خصمانه انجام دادند؛ علیه تمامیت ارضی ما اقدام كردند؛ از دشمنان ریز و درشت ما در طول سالهای متمادی همیشه حمایت كردند؛ علیه اقتصاد ملی ما فعالیت كردند؛ از همه‌ی ابزارها علیه ملت ایران استفاده كردند؛ و در همه‌ی اینها هم بحمد‌الله شكست خوردند؛ بعد از این هم  در مقابله‌ی با ملت ایران اگر این دشمنی‌ها را ادامه دهند، شكست خواهند خورد. بنابراین بنده مسئولان آمریكائی‌ را هدایت میكنم؛ اگر دنبال راه عاقلانه میگردند، راه عاقلانه این است كه سیاست خود را تصحیح كنند؛ عمل خود را تصحیح كنند و  دست از دشمنی با ملت ایران بردارند. این بحث تمام شد.
 یك بحث دیگری دارم كه باید با اجمال آن را هم عرض كنم و آن، مسئله‌ی بسیار مهم انتخابات است. انتخابات در كشور ما مظهر «حماسه‌ی سیاسی» است. آنچه كه عرض كردم كه وظیفه‌ی ما است و وظیفه‌ی قشرهای گوناگون بود كه انجام دهیم، مظهر «حماسه‌ی اقتصادی» بود. انتخابات، مظهر «حماسه‌ی سیاسی» است؛ مظهر اقتدار نظام اسلامی است؛ مظهر آبروی نظام است. آبروی جمهوری اسلامی به انتخابات و حضور مردم در پای صندوقهای رأی و تأثیر یكایك مردم در انتخاب مدیران كشور است. انتخابات مظهر اراده‌ی ملی است، نماد مردم‌سالاری اسلامی است. ما كه مسئله‌ی مردم‌سالاری اسلامی را در مقابل دموكراسیِ لیبرال غربی مطرح كردیم، مظهر مردم‌سالاری اسلامی همین حضور مردم در انتخابات است. لذا به خاطر اهمیتی كه انتخابات دارد، دشمنان ملت ایران همیشه سعی كرده‌اند انتخابات را از شور و هیجان بیندازند؛ برنامه‌ریزی كردند كه مردم را از حضور در پای صندوقهای رأی باز بدارند؛ مردم را دلسرد كنند، مردم را ناامید كنند. در طول سالهای مختلف كه ما انتخابات داشتیم ــ چه انتخابات مجلس، و چه بخصوص انتخابات ریاست جمهوری ــ همیشه دشمنان ما سعی كردند این انتخابات را بی‌‌رونق كنند؛ این به خاطر اهمیت انتخابات در كار كشور است.
من چند نكته را در باب انتخابات عرض میكنم. البته دو ماه و اندی فرصت باقی است؛ اگر عمری بود، باز در فرصتهای دیگر راجع به انتخابات مطالب دیگری را عرض میكنم؛ فعلاً چند نكته را عرض میكنم.
نكته‌ی اول این است كه در درجه‌ی اول، گسترش مشاركت و حضور گسترده‌ی مردم در انتخابات اهمیت دارد. شور انتخاباتی در كشور و حضور مردم پای صندوقهای رأی میتواند تهدیدهای دشمنان را بی‌اثر كند؛ میتواند دشمن را ناامید كند؛ میتواند امنیت كشور را تأمین كند. ملت عزیز ما در همه‌ی نقاط كشور این را بدانند؛ حضور گسترده‌ی آنها در پای صندوق رأی، در آینده‌ی كشور تأثیر دارد؛ در امنیت، در استقلال، در ثروت ملی، در اقتصاد، در همه‌ی مسائل مهم كشور تأثیر میگذارد. این نكته‌ی اول؛ كه انتخابات باید به توفیق الهی، به كمك پروردگار، با همت ملت ایران، با مشاركت گسترده تحقق پیدا كند.
نكته‌ی دوم: در انتخابات، همه‌ی سلیقه‌ها و جریانهای معتقد به جمهوری اسلامی باید شركت كنند؛ این، هم حق همه است، هم وظیفه‌ی همه است. انتخابات مال یك سلیقه‌ی خاص، مال یك جریان فكری و سیاسیِ خاص نیست. همه‌ی كسانی كه به نظام جمهوری اسلامی و به استقلال كشور معتقدند، به آینده‌ی كشور اهمیت میدهند، دلشان برای منافع ملی میسوزد، باید در انتخابات شركت كنند. رو گرداندن از انتخابات، مناسب كسانی است كه با نظام اسلامی مخالفند.
نكته‌ی سوم: در نهایت، رأی مردم تعیین كننده است. آنچه كه اهمیت دارد، تشخیص شما و رأی شما است. باید خودتان تحقیق كنید، ملاحظه كنید، دقت كنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب كنید. رهبری، یك رأی بیشتر ندارد. بنده‌ی حقیر مثل بقیه‌ی مردم، یك رأی دارم؛ این رأی هم تا وقتی كه در صندوق انداخته نشود، هیچ كس از آن مطّلع نخواهد بود. حالا ممكن است آن كسانی كه صندوق دست آنها است، بعد باز كنند، خط این حقیر را بشناسند، بفهمند بنده به چه كسی رأی دادم؛ اما تا قبل از رأی دادن، كسی مطّلع نخواهد شد. اینجور نیست كه كسی بیاید نسبت بدهد كه رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نیست. اگر چنین نسبتی داده شد، این نسبت درست نیست. البته این روزها با این وسائل عجیبِ رسانه‌ایِ كنونی ــ‌ این پیامكها و امثال اینها ــ متأسفانه حرفهای گوناگون، نسبتهای گوناگون به اشخاص گوناگون، رواج دارد. گاهی ممكن است یك نفر هزاران پیامك بفرستد. برای من گزارش دادند كه ممكن است در ایام انتخابات، روزی چند صد میلیون پیامك رد و بدل شود. مراقب باشید، تحت تأثیر این چیزها قرار نگیرید؛ نگاه كنید، تشخیص بدهید، اصلح را بشناسید و برای ادای تكلیف، اسم او را به صندوق رأی بیندازید. البته هر كسی و یا فعالان سیاسی میتوانند دیگران را هم با نظر خودشان همرأی كنند ــ این اشكالی ندارد ــ اما از حقیر كسی چیزی در این زمینه نخواهد شنید. در عین حال مردم میتوانند به همدیگر بگویند، سفارش كنند، تأكید كنند، توصیه كنند، یكدیگر را توجیه كنند و به هم كمك كنند برای شناخت اصلح. به هر حال آنچه كه ملاك عمل است، رأی آحاد مردم است.
نكته‌ی چهارم: در مسئله‌ی انتخابات و غیر انتخابات، همه باید تسلیم رأی قانون  باشند؛ در مقابل قانون تمكین كنند. آن حوادثی كه در سال 88 پیش آمد ــ كه برای كشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد كه كسانی نخواستند به قانون تمكین كنند؛ نخواستند به رأی مردم تمكین كنند. ممكن است رأی مردم برخلاف آن چیزی باشد كه منِ شخصی مایل به آن هستم؛ اما باید تمكین كنم. آنچه كه اكثریت مردم، اغلبیت مردم آن را انتخاب كردند، باید همه تمكین كنند؛ همه باید زیر بار بروند. خوشبختانه سازوكارهای قانونی برای رفع اشكال، رفع اشتباه، رفع شبهه وجود دارد؛ از این راهكارهای قانونی استفاده كنند. این كه وقتی آنچه كه اتفاق افتاده است، برخلاف میل ما شد، مردم را به شورش خیابانی دعوت كنیم ــ كه این در سال 88 اتفاق افتاد ــ یكی از خطاهای جبران‌ناپذیر است. این تجربه‌ای شد برای ملت ما، و ملت ما همیشه در مقابل یك چنین حوادثی خواهد ایستاد.
نكته‌ی آخر: این را همه بدانند كه آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی كه وجود دارد. این را همه توجه كنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات كسبی و ممكن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد. هر كسی بالاخره نقاط قوّتی دارد و نقاط ضعفی دارد. رؤسای جمهور ــ چه رئیس‌جمهور امروز، چه رئیس‌جمهور فردا ــ نقاط قوّتی دارند و نقاط ضعفی هم دارند. همه‌ی ما همین جوریم؛ نقاط قوّتی داریم، نقاط ضعفی داریم. آن چیزهائی كه امروز برای دولت و برای رئیس‌جمهور نقاط قوّت محسوب میشود، اینها باید در رئیس‌جمهور بعدی وجود داشته‌ باشد، اینها را باید در خود تأمین كند؛ آن چیزهائی كه امروز نقاط ضعف شناخته میشود ــ كه ممكن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور كند. یعنی ما در سلسله‌‌ی دولتهائی كه پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تكامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم؛ هر كسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزشها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد. اینجوری باید این كشور را اداره كرد. كشور، كشور بزرگی است؛ ملت، ملت باعظمتی است؛ مسائل تشویق كننده و مبشّر، فراوان است؛ مشكلات هم بر سر راه هر ملتی، و از جمله بر سر راه ما وجود دارد. آن كسانی كه آماده‌ی این میدان میشوند، باید با كمال قوّت، با كمال قدرت، با توكل به خدا، با اعتماد به توانائی‌های این ملت پیش بروند.
پروردگارا! آنچه را كه به خیر و صلاح این كشور است، برای این ملت مقدّر بفرما. پروردگارا! قلب مقدس ولی‌عصر را از همه‌ی ما خشنود كن. پروردگارا! روح مطهر امام بزرگوار و ارواح طیبه‌ی شهدا را از ما خشنود و راضی بگردان. آنچه گفتیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده و آن را به كرمت از ما قبول كن.
والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته