http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif نقشه‌ی امام صادق علیه‌السلام
وقتى امام باقر علیه‌السلام از دنیا می‌رود بر اثر فعالیت‌های بسیارى كه در طول این مدت خود امام باقر علیه‌السلام و امام سجاد علیه‌السلامانجام داده بودند اوضاع و احوال به سود خاندان پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بسیار تغییر كرد؛ نقشه‌ى امام صادق علیه‌السلام این بود، كه بعد از رحلت امام باقر علیه‌السلام كارها را جمع و جور كند، یك قیام علنى به راه بیندازد و حكومت بنی‌امیه را -كه هر روزى یك دولتى عوض می‌شد و حاكى از نهایت ضعف دستگاه بنی‌امیه بود- واژگون كند و از خراسان و رى و اصفهان و عراق و حجاز و مصر و مراكش و همه‌ى مناطق مسلمان‌نشین كه در همه‌ى این مناطق شبكه‌ى حزبى امام صادق علیه‌السلام -یعنى شیعه، شیعه یعنى شبكه‌ى حزبى امام صادقعلیه‌السلام- شبكه‌ى امام صادق علیه‌السلام همه جا گسترده بود، از همه‌ى آنها نیرو بیاید مدینه و امام لشكركشى كند به شام، حكومت شام را ساقط كند و خودش پرچم خلافت را بلند كند و بیاید مدینه و حكومت پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را به راه بیندازد؛ این نقشه‌ى امام صادق بود. لذا وقتى كه در خدمت امام باقر علیه‌السلام در روزهاى آخر عمرش صحبت می‌شود و سؤال می‌شود كه قائم آل محمد كیست، حضرت یك نگاهى می‌كنند به امام صادق علیه‌السلام می‌گویند كه گویا می‌بینم كه قائم آل محمد این است. البته می‌دانید كه قائم آل محمد یك اسم عام است، اسم خاص نیست، اسم ولی‌عصر صلوات‌اللَّه‌علیه نیست. حضرت ولی‌عصر صلوات‌اللَّه‌علیه قائم نهایى آل محمد است، اما همه‌ى كسانى كه از آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله در طول زمان قیام كردند -چه پیروزى به دست آورده باشند چه نیاورده باشند- اینها قائم آل محمدند و این روایاتى كه می‌گوید وقتى قائم ما قیام كند این كارها را می‌كند، این كارها را می‌كند، این رفاه را ایجاد می‌كند، این عدل را می‌گستراند، منظور حضرت ولی‌عصر عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف نبود آن روز، منظور این بود كه آن شخصى از آل محمد كه بناست حكومت حق و عدل را به وجود بیاورد، او وقتى كه قیام بكند این كارها را خواهد كرد و این درست هم بود.

كار پنهانی و تشكیلاتی به‌طور معمول در صورتی‌كه با اصول درست پنهان‌كاری همراه باشد، باید همواره پنهان بماند. آن روز مخفی بوده، بعد از آن نیز مخفی می‌ماند و رازداری و كتمان صاحبانش نمی‌گذارد پای نامحرمی بدانجا برسد. هرگاه آن كار به ثمر برسد و گردانندگان و عاملانش بتوانند قدرت را در دست گیرند، خود، دقایق كار پنهان خود را برملا خواهند كرد. به همین جهت است كه اكنون بسیاری از ریزهكاری‌ها و حتی فرمان‌های خصوصی و تماس‌های محرمانه‌ی سران بنی‌عباس با پیروان افراد تشكیلاتشان در دوران دعوت عباسی در تاریخ ثبت است و همه از آن آگاهند.

بی‌گمان اگر نهضت علوی نیز به ثمر می‌رسید و قدرت و حكومت در اختیار امامان شیعه یا عناصر برگزیده‌ی آنان در می‌آمد، ما امروز از همه‌ی رازهای سربه‌مهر دعوت علوی و تشكیلات همه‌جاگسترده و بسیار محرمانه‌ی آن مطلع می‌بودیم.

تنها راهی كه می‌تواند ما را با خط كلی زندگی امام آشنا سازد، آن است كه نمودارهای مهم زندگی آن حضرت را در لابه‌لای این ابهام‌ها یافته، به كمك آنچه از اصول كلی تفكر و اخلاق آن حضرت می‌شناسیم، خطوط اصلی زندگینامه‌ی امام را ترسیم كنیم و آنگاه برای تعیین خصوصیات و دقایق، در انتظار قرائن و دلایل پراكنده‌ی تاریخی و نیز قرائنی به‌جز تاریخ بمانیم.
نمودارهای مهم و برجسته در زندگی امام صادق علیه‌السلام بدین شرح است:
1. تبیین وتبلیغ مسأله‌ی امامت.
2. تبلیغ و بیان احكام دین به شیوه‌ی فقه شیعی و نیز تفسیر قرآن به روال بینش شیعی.
3. وجود تشكیلات پنهانی ایدئولوژیك–سیاسی.





http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif تبلیغ و بیان احكام دین  و نیز تفسیر قرآن به شیوه‌ی فقه  و بینش شیعی
این نیز یك خط روشن در زندگی امام صادق علیه‌السلام است. به شكلی متمایزتر و صریح‌تر و صحیح‌تر از آنچه در زندگی دیگر امامان می‌توان دید؛ تا آنجا كه فقه شیعه «فقه جعفری» نام گرفته است و تا آنجا كه همه‌ی كسانی كه فعالیت سیاسی امام را نادیده گرفته‌اند، بر این سخن هم‌داستان هستند كه امام صادق علیه‌السلام وسیع‌ترین- یا یكی از وسیع‌ترین- حوزه‌های علمی و فقهی زمان خود را دارا بوده است.
 مقدمتاً باید دانست كه دستگاه خلافت در اسلام، از این جهت با همه‌ی دستگاه‌های دیگر حكومت متفاوت است كه این فقط یك تشكیلات سیاسی نیست؛ بلكه یك رهبری سیاسی- مذهبی است. نام و لقب «خلیفه» برای حاكم اسلامی، نشاندهنده‌ی همین حقیقت است كه وی بیش از یك رهبر سیاسی است؛ جانشین پیامبر صلوات‌اللَّه‌علیه است و پیامبر صلوات‌اللَّه‌علیه، آورنده‌ی یك دین و آموزنده‌ی اخلاق و البته در عین حال حاكم و رهبر سیاسی است. پس خلیفه در اسلام، به‌جز سیاست، متكفل امور دینی مردم و پیشوای مذهبی آنان نیز هست.
با این آگاهی، به‌‌وضوح میتوان دانست كه فقه جعفری در برابر فقه فقیهان رسمی روزگار امام صادق علیه‌السلام فقط یك اختلاف عقیده‌ی دینی ساده نبود؛ بلكه در عین حال دو مضمون متعرضانه را نیز با خود حمل می‌كرد: نخست و مهمتر، اثبات بی‌نصیبی دستگاه حكومت از آگاهی دینی و ناتوانی آن از اداره‌ی امور فكری مردم و دیگر، مشخص ساختن موارد تحریف در فقه رسمی كه ناشی از مصلحت‌اندیشی فقها در بیان احكام فقهی و ملاحظه‌كاری آنان در برابر تحكم و خواست قدرتهای حاكم است.
امام صادق علیه‌السلام با گستردن بساط علمی و بیان فقه و معارف اسلامی و تفسیر قرآن به شیوه‌ای غیر شیوه‌ی عالمان وابسته به حكومت، عملاً به معارضه‌ی با آن دستگاه برخاسته بود. آن حضرت بدین وسیله تمام تشكیلات مذهبی و فقاهت رسمی را كه یك ضلع مهم حكومت خلفا به شمار می‌آمد، تخطئه می‌كرد و دستگاه حكومت را از بعد مذهبی‌اش تهی‌دست می‌ساخت.
نخستین حكمرانان بنی‌عباس كه خود در روزگار پیش از قدرت، سال‌ها در محیط مبارزاتی علوی و در كنار پیروان و یاران آل‌علی علیه‌السلام گذرانیده و به بسیاری از اسرار و چموخم‌های كنار آنان بصیرت داشتند، نقش متعرضانه‌ی این درس و بحث و حدیث و تفسیر را پیش از اسلاف اموی خود درك می‌كردند. گویا به همین خاطر بود كه منصور عباسی در خلال درگیری‌های رذالت‌آمیزش با امام صادق علیه‌السلام مدتها آن حضرت را از نشستن با مردم و آموزش دین به آنان، و نیز مردم را از رفت‌وآمد و سؤال از آن حضرت منع كرد؛ تا آنجا كه به نقل از «مفضل‌بن‌عمر» - چهره‌ی درخشان و معروف شیعی - هرگاه مسأله‌ای در باب زناشویی و طلاق و امثال این‌ها برای كسی پیش می‌آمد، به آسانی نمی‌توانست به پاسخ آن حضرت دست یابد.